تبلیغات
وبلاگ شهید حاج اسماعیل فرجوانی - پیش بینی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ شهید حاج اسماعیل فرجوانی
من و اسماعیل مدرسه راهنمایی و دبیرستان سعدی را با هم بودیم. ارتباطمان به خاطر فعالیت‌های انقلابی و پخش اعلامیه خیلی نزدیک بود بعد از انقلاب و شروع جنگ این ارتباط تنگ‌تر شد. فکر می‌کردم اسماعیل را می‌شناسم اما اتفاق آن روز باعث شد او را بیشتر بشناسم . اسماعیل با وجود کمی سن فعالیت زیادی داشت وقتی عراق در 75 کیلومتری اهواز در منطقه دب حردان مستقر شده بود، اسماعیل شب‌ها به همراه بچه‌های سپاه در جنگ‌های چریکی شرکت می‌کرد بعضی وقت‌ها از سه راهی خرمشهر تا مسجد جواد الائمه در محله پاداد را پیاده طی می‌کرد.

توی این مسیر طولانی او را می‌دیدم که با سر و وضع خاکی و اسلحه و نارنجک به خانه بر می‌گردد که همین سر و وضع نشان دهنده درگیری شدید‌شان بود. صبح‌ها هم توی مسجد جوادالائمه به خواهران و برادران آموزش نظامی می‌داد. حدود 50 یا 60 نفر از خواهران و 100 نفر از برادرها در این کلاس شرکت می کردند. پانزده روز از شروع جنگ می گذشت و اسماعیل با اندکی محاسبه فریاد زد بروید بیرون گلوله بعدی به مسجد می‌خورد. درست هم می‌گفت، گلوله دوم به مسجد اصابت کرد که 2 خواهر و 2 برادر شهید شدند و تعدادی هم از جمله خواهر اسماعیل به شدت مجروح شدند. آن روز اطمینان من به اسماعیل 15 ساله در مسائل نظامی بیشتر شد. متعجب بودم با این‌که تجربه ای در مسائل نظامی ندارد چطور محل برخورد گلوله دوم را پیش بینی کرد؟ همین تجربه اسماعیل و اطلاعات نظامی اش باعث شد نیروهایی که در کلاس آموزشی او شرکت داشتند مستقیم به جبهه‌های آبادان، سوسنگرد، حمیدیه و ... اعزام شوند .                     

         سید محمد شاه حسینی - همرزم شهید





نوع مطلب : شهید فرجوانی، 
برچسب ها :