تبلیغات
وبلاگ شهید حاج اسماعیل فرجوانی - شجاعت حاج اسماعیل
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ شهید حاج اسماعیل فرجوانی

یکی از روزها در سنگر نشسته بودیم که ناگهان دیدیم شهید حاج اسماعیل فرجوانی پرید در سنگر. بچه ها یک لحظه جا خوردند. گفتند: که چه شده است؟ حاجی نفس عمیق کشید و گفت اول قدری آب به من بدهید که من رفتم و قمقمه ام را آورده و به او آب دادم. پرسیدم: اسماعیل چی شده؟ اوگفت بچه ها آن ها را تارو مار کردند. شب بیست و نهم اسفند ماه سال شصت تعدادی از بچه ها در محاصره عراقیها گیر افتاده بودند که حاجی و نیروهای گردان آن ها را از محاصره عراقیها آزاد کرده بودند. حاجی یک بیسیم عراقی در دستش بود که نشانه آن بود که به عراقیها رسیده و آن ها را تارو مار کرده است. 

ناصر سخراوی همرزم شهید

 




نوع مطلب : شهید فرجوانی، 
برچسب ها :